شطرنج دوستانه‎ی موسیو گلابی و بلال سخندان!

بلال جانم، سلام!

یک‌سر رفته بودم وبلاگ آنی (دختر ترشیده)! دیدم کامنت گذاشته‌ای که «سلام، خیلی بی‎جنبه هستی، حقته که هیشکی تو رو نگیره ای بدبخت ترشیده» و بعدش هم یک عدد قلب شکسته گذاشته‌ای که یعنی این حرف‌ها را برای این زده‌ای که قلبت خیلی شکسته و اشک از اعضا و جوارحت همین‌جوری روان است! و آنی هم زیرش جواب داده که «چرا؟چون به کامنت خصوصی خواستگاریت جواب ندادم و به وبلاگت سر نزدم؟؟ جالبه که با این طرز حرف زدنت ادعات هم می‌شه که از محبان اهل بیتی!»

نه این‌که آدم فضولی باشم اما خب به هر حال کتمان نمی‌کنم که کنجکاوی‌ام تحریک شد! خب، همان‌طور که می‌دانی هر تحریکی بد نیست مخصوصاً اگر در بالاتنه و قسمت‌های مغز و این‌ها باشد که مربوط به کنجکاوی است! آمدم وبلاگت؛ دیدم اسمش را گذاشته‌ای عاشق گل فاطمه و یک عدد عکس 4 × 3 پرسنلی هم از خودت گذاشته‌ای با هاله‌ای نورانی دور سرت؛ به سبک و سیاق رئیس جمهور محبوب و عدالت‌گستر و مردمی! خب، تا اینجایش خوشم آمد و وبلاگت را هم که نگاهی انداختم دیدم چه انسان خوب و متینی هستی و در کمالاتت چهار عدد سور هم به آقای رئیس جمهور زده‌ای، بماند که قبلش سه عدد سور آقای رئیس جمهور را هم جا کرده بودی!

این بود که برایت کامنت گذاشتم و پرسیدم تو واقعاً از آنی خواستگاری کرده‌ای؟! دعا کرده‌ای ترشیده هم بماند؟! و در ادامه استدعا کردم اگر دعایت تأثیرگذار است برای من هم یک دعایی بکنی تا با یک عدد دختر مهربان و پول‌دار ترجیحاً شبیه جسیکا آلبا یا خوشگل‌تر ازدواج کنم و سریعاً رستگار شوم!

آن وقت آمدی با عصبانیت به من گفتی «به شما اصلاً ربط نداره من از چه کسی خواستگاری کردم، این غلط‌ها هم به شما نیامده، به امید دیدار» و یک شکلک هم گذاشته‌ای که من از ابتدای خلقت یاهو مسنجر نمی‌دانستم یعنی چه!

اولاً: راستش آن موقع‌ها وقتی با کسی مختصر چتی می‌کردم و می‌پرسیدم ASL و او هم می‌گفت 20 F Teh، بلافاصله قلب من از خوشحالی می‌افتاد کف پایم و حالی به حولی می‌شدم و سرخ و سفیدشَوان اسمش را می‌پرسیدم و ماچی هم نثار روی ندیده‌اش می‌کردم و او هم گهگداری از این شکلک‌ها استفاده می‌کرد! من فکر می‌کردم این شکلک یعنی این‌که دارد به شکل غیرمستقیم و با ناز و عشوه دارد به من می‌گوید «عشق من! نه تنها اسمم را به تو می‌گویم بلکه دو عدد ماچ هم به تو می‌دهم و وب هم می‌دهم من را ببینی؛ اصلاً چرا این کارها را بکنیم، پاشو بیا این‌جا دور هم باشیم و احیاناً یکی دو دستی هم شطرنج بزنیم تا پدر و مادرم نیامده‌اند!» حالا که این شکلکت را دیدم و کنارش را هم خواندم که نوشته‌ای «به امید دیدار» یاد همان خاطرات قدیمی افتادم! این شطرنج را بهانه کرده‌ای که چه؟! نکند بهانه‌اش کرده‌ای برای کارهای بی‌ناموسی؟ اصلاً تو برای چه باید برای من با این شکلک ناز و عشوه بیایی؟ اگر هم قرار بر ناز و عشوه است که آنی باید برای تو بکند که کرد، الحق و الانصاف هم خوب کرد!!

دوماً: من وقتی فهمیدم تو از آنی خواستگاری کردی تعجب کردم! در این دور و زمانه آدم تعجب هم می‌کند باید بیاید جواب پس بدهد؟! گیرم هم که باید جواب پس بدهد، دیگر نیازی به شطرنج نیست! می‌آید جوابش را پس می‌دهد می‌رود دیگر!

سوماً: مگر من بی‌احترامی کردم؟ یک خواهش ناقابل کردم! گفتم تو که دعا کردی آنی بترشد یک دعایی هم برای موسیو گلابی کن که یک دختر مهربان و پولدار شبیه جسیکا آلبا یا خوشگل‌تر بیاید عهد زندگی با او ببندد! بدکاری کردم حرف از ماشینش نزدم؟ بدکاری کردم در مورد خانه پدری‌اش حرفی نزدم؟ بد کردم بلال گلم؟! نه فرش ابریشم خواستم، نه یخچال ساید بای ساید و نه حتی یک Sandwich Maker ناقابل! شیربها و مهریه‌اش هم روی چشم، می‌دهم! دعا کردن که خرجی ندارد بلالکم!

چهارماً: دل از این آنی دالتون بکن! ضعف اعصاب دارد، در وبلاگش حرف‌های بی‌ناموسی می‌زند، از دولت عدالت‌گستر انتقاد می‌کند؛ اصلاً هیچی سرش نمی‌شود! تازه گهگداری سرش بوی قرمه‌سبزی هم می‌دهد! ضعف اعصابش را تحمل می‌کنی، هیچی سرش نشدن را تحمل می‌کنی، بوی قرمه‌سبزی‌اش را هم می‌توانی؟! تو با آن هفت سوری که در یک دست به رئیس جمهور می‌زنی خداییش باید با چنین آدمی ازدواج کنی برادر من؟! والله نباید!

پنجماً: ببین این آخر شبی چطور ما را بیدار نگاه داشته‌ای! اگر فردا خواب بمانیم و به کلاسمان نرسیم جواب استادمان را چه بدهیم؟ نمی‌گویی اگر پرسید یکشنبه شبی شطرنج زدنت چه بود من در مقابل اناث و ذکور کلاس چگونه سرم را بالا بگیرم؟!

همه این‌ها را گفتم که بگویم من قصد خیرخواهی داشته‌ام، این همه کارهای خوب کرده‌ام اما تو هیچ کدام را ندیده‌ای و مستقیم چسبیده‌ای به چیزهای دیگر و عصبانی شده‌ای! شطرنج هم به وقتش بازی کن، نمی‌گویم نکن، اما با من نکن! آدم شطرنج هم که بازی می‌کند با هم‌قد خودش بازی می‌کند نه با هم‌جنسش! بیا و دست از سر من بردار! من از این شکلک‌ها می‌ترسم، از این پیشنهادات سفر به سانفرانسیسکو می‌ترسم! من از شطرنج جز یک واحد تنظیم خانواده چیز دیگری نمی‌دانم و این‌جور کامنت‌ها را که می‌بینم از ترس خرابکاری، خودم را می‌کنم داخل پوشک! لطف کن با این گلابی دیوانه، یک کمی مهربان باش! مخصوصاً که در این دور و زمانه به خاطر چشم و هم‌چشمی هم که شده به کمتر از Pampers دوجداره اعلا رضایت نمی‌دهم و بدجوری دسترنجم را آنجاها هدر می‌دهم! دیگر تحمل این همه ولخرجی را ندارم! الهی من به قربان چیزفهمی تو بروم که مثل اسمت خوشمزه است! خیلی آقایی بلال سخندان جانم! بووووس! خوب بخوابی ... قربانت: موسیو گلابی!

 

پی‎نوشت:

 

این پست در پاسخ به کامنت دوستی بود به نام بلال سخندان که جوابش آن‌قدر طولانی شد که نتوانستم آن را مثل همیشه در کامنتدانی بگذارم!

/ 67 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهنامترین

حال میکنی با برو بچس ما ها . که میان و میخونن و کمنت میزارن.مهدی هم که اومده. بوترابی،دکتر بوترابی.سلام

بلال سخندان

سلام گلابی جونم خوب آبرو و حیثیت من را بردی نمی خوام نفرینت کنم چون میدانم اشتباه از من بود اگه من رمز وبلاگمو به دوستانم مداده بودم و باقی ماجرا که میایی تو وبلاگم برات تعریف می کنم که چه جوری با من یه شوخی زشت وزننده کردند من از دختر ترشیده و بقیه معذرت خواهی کردم و ماجرای شو خی دوستانم را برایشان گفتم اما ازت انتظار نداشت این طور یآبروی من را ببری[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

بلال سخندان

به نام خدا سلام از این که باعث رنجش خاطر شما شدم از صمیم قلب معذرت میخوام آخه میدونید دوستان نام کاربری و رمز ورود وبلاگ من را میدانستند و یه شوخی زشت و زننده با من انجام دادند ظاهرا به هر خانم رسیدن از قول من پیشنهاد ازدواج و دوستی و چه میدونم از ای مزخرفات دادند اولا من 17 سال دارم من را چه به ازدواج با خانوم 30ساله دوما من از این کارها نمی کنم سوما از شما خواهش می کنم که شرایط من را درک کنید من خودم چند ساعتی نیست که از این شوخی زشت وزننده آگاه شدم امیدوارم من را حلال کنید فرا رسیدن ماه محرم حسینی را خدمت امام زمان و شما و خانواده ی محترم تسلیت عرض میکنم یا علی به وبلاگ من هم سر بزنید من عین اینها رو بهشون نوشتم به هر حال بهم سر بزن خوشحال میشم نظرتو بدونم

بلال سخندان

سلام ممنونم که سر زدی اگه من به جایی شما بودم این نوشته ها را که با عنوان موسیو گلابی و بلال سخندان منتشر کردی پاک میکردم به هر حال تو را به اربابم امام حسین میسپارم یا علی

سارا آرامش

موسیو ی عزیز سلام. برات روز خوب و سرشار از خوشی و شادی می طلبم از خدای کائنات...خداوند ثروتمند است و تمام کائنات رو برای من و تو خلق کرده پس از او بخواهیم هر آنچه را که می خواهیم....+ بیاندیش...برای من هم انرژی + بفرست.

اسپایدرمرد

کلا این بحث‌ها رو بی‌خیال شو! چون اگه بخوای به هر کسی جواب بدی، دیگه فرصتی برای نوشتن پست جدید نداری..!

مودیبـــا(!)

عجب جواب دندان شکنی!!! به همه همین طور جواب میدی؟ مثلاً اگه من بهت بگم یه دختر خوب شبیه همون جسیکا آلبا و حتی خوشکلتر برای تو پیدا کردم ... قصد ازدواج داره و ماشین و خونه هم داره 3 4 تا!!! بهم چی جواب میدی؟ برام مهمه که بدونم جوابت در مورد این موضوع چیه!!!

جینا

سلام اولین باره که وبلاگتونو می خونم ! خیلی باحال بود. ببین این پسره بلال سخندان جدی جدی راستکیه ؟![تعجب] خیلی کنجکاو شدم رفتم پروفایلشو دیدم ! موسیقی مطلقا حرام است ؟!!![تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب] فیلم مورد علاقه سریال حضرت یوسف ؟!!![تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب] ببین یعنی اینا واقعی بود ؟!!

آقا محی الدین

سلامن علیکم بر جناب گلابی ! اینجانب آقا محی الدین از سوی دوستان به خواندن مطالب وبلاگ شما تشویق شدیم. خواندیم و الان هم در حال اظهار نظریم. انشا’الله که مقبول بیفتد. اگر راه دستتان بود سری هم به ما بزنید. ما خوشحال می شویم !

هانیه

بهترين و مودبانه ترين جواب بود بهشون....!