نمی‌دانم چرا وبلاگرها دلشان می‌خواهد من را به بازی‌های سخت دعوت کنند. شاید می‌خواهند انتقام بگیرند، حالا انتقام چه چیزی را، خودم هم نمی‌دانم! به نظرم خودشان هم نمی‌دانند! من در بازی کردن اصولاً تنبل هستم و موضوع بازی هم مزید بر علت شده تا این بازی برایم سخت‌تر شود! موضوع بازی این است که قوانین زندگی خودم رو بنویسم و این برای منی که اصولاً زندگی قانونمندی ندارم اساساً سخت و حتی نشدنی‌ست! به هر حال از همه‌ی دوستانی که به این بازی دعوتم کردند متشکرم و می‌خواهم ثابت کنم مرد روزهای سخت و نشدنی هستم!

قبل از نوشتن قوانینم می‌خواهم یک مقدمه هم بنویسم! اکثر وبلاگرهایی که این بازی را انجام دادند جوری نوشتند که انگار یک پیامبر جدید هستند و به شخصه کیف می‌کردم از این‌که قوانین دلچسبشان را می‌خواندم! خلاصه در جریان باشید که درست است در دنیای واقعی شانس نداشتم اما در دنیای مجازی چند تا از دوستانم پیامبر هستند و وجود این دوستان، کار را برای من واقعاً سخت‌تر کرده است!

پیش خودم فکر کردم یک سری جمله‌های خوب از اینترنت پیدا کرده و کپی پیست کنم اما دیدم احتمالاً خواهید فهمید که حرف‌هایی که می‌زنم از بیخ و بُن دروغ است و آبرویم خواهد رفت! اجازه بدهید در انجام این بازی، مثل یک انسان متشخص و متمدن با خودم و شما صادق باشم! این نکته را هم خاطرنشان می‌کنم که این قوانین منحصر به خودم هستند و امیدوارم از این کارها الگوبرداری نکنید؛ انصافاً بیشترشان مایه‌ی آبروریزی هستند!

1.       شب‌ها زمان بهتری برای زندگی کردن هستند پس شب‌ها بایستی حتماً بیدار بود!

2.       زندگی را نبایستی چندان جدی گرفت چون جداً یک شوخی‌ست! تمام کسانی هم که می‌گویند زندگی خیلی جدی‌ست حتماً شوخی می‌کنند! (قبول دارم که خیلی سخت شد!)

3.       خودم تا حالا آن‌قدر شکست خورده‌ام که نگو اما شکست خوردن به مراتب بهتر از تسلیم شدن است!

4.       آدمیزاد بدون دوش گرفتن از خانه خارج نمی‌شود! حتی اوقات فراغت را هم می‌شود با دوش گرفتن پُر کرد!

5.       درست است که می‌گویند هر عملی را عکس‌العملی‌ست اما حتماً نباید مساوی همان عمل باشد! گاهی سکوت می‌تواند یک عکس‌العمل بهتر باشد. مطمئن باشید آن بنده‌خدایی که گفت «سکوت سرشار از ناگفته‌هاست» یک چیزی می‌دانست که گفت!

6.       درس را که در طول ترم نمی‌خوانند، می‌گذارند شب امتحان می‌خوانند! اصولاً طول ترم چیز به درد نخور و چرت و پرتی‌ست!

7.       نباید با آدم کله‌پوک دهان به دهان شد! او در کله‌پوکی خودش خواهد ماند و این کار فقط اعصاب خود آدم را خراب می‌کند! ببخشیدها اما آدمی که این را نداند حتماً خودش هم کله‌پوک است!

8.       سعی می‌کنم دروغ نگویم چون معمولاً هر وقت که دروغ گفته‎ام گندش بعد از مدتی در آمده!

9.       بهشت زیر پای مادران است و فرزند صالح گلی‌ست از گل‌های بهشت! در دنیا، با هر کسی می‌شود تُندی کرد اما با مادرها نمی‌شود، خداییش گناه دارند!

10.   خوردن و مُردن بِه از نخوردن و مُردن! (این جمله را یکی از دوستان پدرم هم معمولاً موقع شام می‌گوید و ماهی یکی دو بار درآمد خانواده‌مان را به طرفة‌العینی هاپولی می‌کند!)

11.   صرفه‎جویی در مصرف آب و برق و این‌ها لازم است و رعایت الگوی مصرف نیز بایستی همواره مورد توجه قرار گیرد! (البته این‌را چون موضوع روز بود مطرح کردم و بند چهارم نشان می‌دهد که این مورد از قوانین زندگی من نیست!)

12.   پرسپولیس در همه حال سرور استقلال است، حتی اگر هفت هشت رده پایین‌تر باشد! جدول مسابقات در این مورد نقشی شبیه کشک را ایفا می‌کند!

13.   دزدی خیلی کار بدی‌ست اما نامردی از آن هم بدتر است! کلاً نامردی از هر کار دیگری بدتر است و یک آدم اگر اسب باشد بهتر از این است که نامرد باشد!

 

پی‌نوشت:

 

1.       سیزده مورد گفتم برای این‌که فکر نکنید خرافاتی‌ام! در ضمن همه‌شان جدی بود با این‌که شاید لحن شوخی داشتند!

2.       هر کسی هم دلش خواست به این بازی دعوت است!

جمعه ۱٤ فروردین ۱۳۸۸ ، ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ ، توسط موسیو گلابی ، نظرات ()