حجت‌الاسلام علی برهان، امام جمعه مهریز، در جمع عده‌ای از مسئولین شهرستان مهریز که به منظور افتتاح شعبه مؤسسه فرهنگی قرآنی ثقلین شعبه مهریز گرد هم آمده بودند، گفت:

... افتخار ما مهریزی‌ها مذهبی بودنمان است و در این امر قرصِ قرص هستیم و شوخی‌بردار هم نیست و به حق رسول الله خدا نکند که روزی شیاطین بخواهند مهریز بکر و دست‌نخورده را خرابش بکنند. مردم مهریز تحمل وجود یک خانم مانتویی را در شهرشان ندارند و دانشگاهی که بخواهد خانم مانتویی را راه بدهد نداریم و هم اکنون پوشش لباس و وضع ظاهری که بعضی از خانم‌ها و دختران می‌چرخند از بی‌حجابی بدتر است.

حدیثی است که می‌گوید زمانی می‌رسد که انسان‌ها خودشان را می‌پوشانند ولی باز هم برهنه هستند. بعضی از علمای آن زمان می‌گفتند این حدیث اشتباه است؛ مگر می‌شود انسان هم برهنه باشد و هم غیرعُریان اما امروزه با آمدن لباس‌های جدید و جوراب‌های شیشه‌ای این امر ثابت شد که می‌شود بدن انسان هم پیدا باشد و هم ناپیدا.

انسان آدم بی‌حجاب را مانند الاغ لخت و بی‌پالان یک بار ببیند چشمانش سیر می‌شود و دیگر وسوسه نمی‌شود و شماها الاغ بی‌پالان ندیده‌اید که حتماً دیده‌اید و در زمان شاه زنان بی‌حجاب زیاد بودند ولی جلب توجه نمی‌کردند ولی هم‌اکنون زنان بدحجاب که مانند الاغ‌های پالان‌دار هستند در جامعه فراوانند و خودنمایی می‌کنند.

... خدا نیاورد روزی را که یک ناکس بخواهد در مهریز سینما بزند و دختر و پسر این شهر مذهبی را در تاریکی سالن سینما به دست هم بدهد و به دنبال آن نامه‌ها و تلفن‌ها رد و بدل بشود و ...

 

پی‌نوشت:

 

1.       راست و دروغ این خبر قدیمی به عهده راوی!

2.    آیا اگر من در خیابان یک الاغ پالان‌دار ببینم وقتی رسیدم خانه باید مستقیماً بروم حمام؟! آیا ممکن است من در خیابان یک فروند الاغ (از نوع پالان‌دار یا بی‌پالان!) ببینم؟ و آیا اصولاً این مثال مناسبی برای هدایت افراد معلوم‌الحالی نظیر من به صراط مستقیم می‌باشد؟!

3.    آیا من خر هستم یا مغز خر خورده‌ام که مطابق بیانات بالا یک دختری را با مشخصات جوراب شیشه‌ای و موارد مشابه به صورت ترگل و ورگل در تاریکی سالن سینما بدهند دستم و من به ایشان نامه بدهم؟! آیا احیاناً بیل به سر یا بالای کمر بنده خورده است؟!

4.    قسم می‌خورم که می‌دانستم خوانندگان مذکری هم دارم اما این دلیل نمی‌شد آقایان برای نشان دادن مردانگیشان به من انواع و اقسام پیشنهادات مشروع و نامشروع را بدهند! با این پیشنهادات و با توجه به خطرات احتمالی موجود ترجیح می‌دهم در این لحظات با همان اناث سر و کار داشته باشم! با شما آقایان این دور و زمانه بستنی خوردن همانا و تاریکی سالن سینما همانا و نامه‌ها و تلفن‌ها همانا و ... در نهایت همانا که همانا!!

 

بعدتر اضافه شد:

 

چند روزی را از سه‌شنبه در خدمت اسلام و مسلمین نخواهم بود! در بازگشت مجدد، گزارش کاملی از دوران غیبت به سمع و نظر شما ملت قهرمان‌پرور خواهد رسید! لطفاً آش پشت پا را فراموش نفرمایید که در صورت قصور ممکن است خلقی از داشتن موسیو گلابی محروم گردند ... متذکر می‌شوم اگر هم بنده به هر دلیلی بمیرم پس‌فردا اسفندیار جان سبیل چخماقی من یقه شما را می‌گیرد و بدجوری هم می‌گیرد؛ گفته باشم!

یکشنبه ٢٤ آذر ۱۳۸٧ ، ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ ، توسط موسیو گلابی ، نظرات ()