«رئیس سازمان ملی جوانان: سه میلیون ازدواج معوقه در کشور داریم»

محمد‌جواد حاج علی‌اکبری در ادامه گفت: افزایش ازدواج‌ها در کشور، به عزم ملی نیاز دارد؛ به این معنی که در درجه نخست، مسئولان و پس از آن مردم باید در این زمینه فعالیت کنند تا بتوانیم تعداد ازدواج‌ها را در سال‌های آینده به یک میلیون و نیم در سال ‌برسانیم. به این ترتیب، هم معوقه‌های سال‌های گذشته را جبران می‌کنیم و هم تعداد تقاضاهای موجود در زمینه ازدواج جبران می‌شود.

 

ازدواج بدون عشق، ازدواج بی‌فرجام، ازدواج پولکی، ازدواج زورکی، ازدواج مجدد، ازدواج اینترنتی، ازدواج دانشجویی، ازدواج موقت، حتی ازدواج به سبک ایرانی و خلاصه همه جور ازدواجی رو شنیده بودیم که خدا رو شکر باز هم مبدع چیز جدیدی در جهان شدیم؛ ازدواج معوقه!! تا اینجا رو داشته باشین به عنوان مقدمه، حالا در راستای این اظهار نظر، سؤالاتی رو که در ذهن من به وجود اومده براتون می‌گم!

1.       چرا ازدواج به عزم ملی نیاز دارد؟ جان؟! شما خوبین آقای رئیس سازمان ملی جوانان؟! ما خوبیم!

2.       چرا مسئولان باید در درجه نخست قرار بگیرند؟ آیا ...؟! (این سؤال رو بی‌خیال، می‌خوام زندگیم رو ادامه بدم!)

3.       چرا مردم باید در زمینه ازدواج فعالیت کنند؟ آیا این مردم واقعاً شامل همه مردم می‌شود؟ واقعاً همه؟! اصولاً این فعالیت به چه معنی بوده و آیا هر نوع فعالیتی را در بر می‌گیرد؟ حتی آره و اینا؟! ای کلک! یعنی منظورت همان مردم همیشه در صحنه است؟!!

4.       آیا تقاضا در زمینه ازدواج برای کسانی است که تا حالا ازدواج نکرده‌اند و یا ربطی به تعداد ازدواج‌های قبلی ندارد؟ آیا ازدواج قبلی امکان برطرف کردن تقاضا را بیشتر می‌کند؟ کدام دسته شانس بیشتری برای برآورده شدن تقاضا دارد؟ و آیا اصولاً تقاضا با نیاز هم‌معنی است؟!

5.       ازدواج‌کننده‌های معوقه (همان کسانی که ازدواجشان معوقیده است!) در چند سال تعویق، تقاضایشان را به چه نحوی جبران می‌کردند؟ لطفاً شکل کشیده و چند مثال خوب بزنید!

6.       آیا ازدواج‌های معوقه می‌تواند ربطی به سوسول‌بازی‌هایی نظیر بیکاری، بی‌پولی، گرانی، کمبود امکانات، فراهم نکردن شرایط ازدواج برای جوانان توسط آن نهاد محترم و موارد بی‌ارزش، کوچک و این‌چیپی داشته باشد؟ کلاً نظری در این مورد دارید؟ کلاً؟!

 

و خبری که هم‎اکنون به دستم رسید:

«مشاور ارشد رئیس صندوق رفاه دانشجویان وزارت علوم: طرح واگذاری وسایل اولیه زندگی دانشجویی به طور قسطی در دستور کار این صندوق است»

 

خدا رو شکر کل معضلات موجود در سؤال ششم مرتفع شد! ظرف چند روز آینده، پاسخگویان محترم سؤالات رو به صورت دنده عقب (از آخر به اول) پاسخ داده و باز هم شاهد مشت محکم دیگری بر دهان یاوه‌گویانی نظیر من خواهید بود، متشکرم!

 

پی‌نوشت:

 

تیتر این پست ناشی از تأثیر سریال‌های ایرانی بوده که پدر عروس هیچ وقت دخترش رو نمی‌بوسه که هیچی، مادر داماد هم پسرش رو نمی‌بوسه که هیچی؛ بوس عروس و داماد هم که کلاً هیچی به هیچی!

دوشنبه ٤ آذر ۱۳۸٧ ، ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ ، توسط موسیو گلابی ، نظرات ()