آآآآآآآآخ! آقا جان دردم اومده خب، باید توضیح بدم؟! وقتی می‌گم آآآآآآآآخ یه جوری نگاه می‌کنی انگار از این آدمای چیز دیدی! مگه ندیدی که احمدی‌نژاد گفت ما تو ایران از این جور آدما نداریم؟!

از صبح کله سحر که بری توی دانشگاه کارای علمی کنی تا شب، خب خسته می‌شی دیگه! به هیچ وجه حوصله آپیدن ندارم؛ خیلی سوژه هست‌ها اما حوصله که نباشه اگه ده تا دختر هم به سبک فیلم‌فارسی برات برقصن سر حال نمیای که نمیای!

خسته‌ام شدید ولی حالم خوبه! والله سر به هوا نشدم، عاشق هم نشدم! به خدا من آخرش هم نفهمیدم چرا وقتی یکی وبلاگش رو چند روز آپ نمی‌کنه همه فکر می‌کنن یا عاشق شده، یا تنبونش دو تا شده، یا کارای بی‌ناموسی داره انجام می‌ده! الهی سوسک شم اگه دروغ بگم، باور کنین دوباره عاشق نشدم، تنبونم روی یک گیر کرده و کار بی‌ناموسی هم که نگو؛ اصلاً به جان تو ناراحت می‌شم!

 

پی‌نوشت:

 

آمار وبلاگ رو که نگاه می‌کردم دیدم روزی 5 تا بازدید داره؛ دو بارش رو که خودم میام عین آدمای ندید بدید وبلاگم رو باز می‌کنم ببینم آپ شده یا نه و اگه کسی هم دور و برم نباشه و خجالت نکشم احیاناً چند باری هم F5 می‌زنم محض اطمینان! حالا این مقدمه رو گفتم که بگم اسم اون سه نفر دیگه که میان اینجا الهامه! وارد این بحث که چه ارتباطی بین الهام و گلابی می‌تونه وجود داشته باشه نمی‌شم ولی واقعاً گهگداری اشتباه می‌کنم که ابن الهامی که داره حرف می‎زنه دقیقاً کدوم الهامه! استفاده از هر گونه اسم مستعار یا هر نشانگر دیگر برای الهام‌های کامنت‎گذار مزید امتنان خواهد بود! اوووووووف، این پی‎نوشت چقدر الهام داشت!!

یکشنبه ۳ آذر ۱۳۸٧ ، ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ، توسط موسیو گلابی ، نظرات ()