بر اساس شعر «آب را گل نکنیم» اثر «سهراب سپهری»

 

آب را ول نکنید
یعنی از چشمه جوشنده چشمان شما
بیخودی اشک نگردد جاری
دم به دم توی سر خود نزنید!
هی نگویید که: ای داد، ای داد
وای از دست گرانی، فریاد
هی نگویید ز خاموشی برق
یا که: ای وای، از این بی‌آبی
یا ز کمیابی بعضی اجناس
یا که از گوشت که مانند طلاست
یا ز تاکسی که کنون عین بلاست
ز گرانی برنج و روغن
که بهایش بالاست
همچنان باقی اجناس دکان
آلو و خربزه و سبزیجات
قیمتش رفته کجا؟ تا هیهات!

دائماً توی سر خود نزنید
هی نگویید چنین است و چنان
همه چیز است گران
چه گرانی شگفت‌انگیزی
قیمت هر چیزی
به یقین بسته به انصاف فروشنده شده
دو سه روز است که نان نیز گران‌تر شده است
آن‌که از فایده نامشروع
میشود صاحب آلاف و اولوف
ناگهان یک‌شبه دارا و توانگر شده است

آب را ول نکنید
نچکد آب ز چشمان شما، خیس شوید
هی نگویید که: ای وای! ای وای!

شاید آن پایین‌ها
که علف پهن شده روی زمین
توی آن دهکده‌های پایین
مردمی ساده و محروم و فقیر
قوتشان نان و پنیر
آری، آنان که به کار خودشان سرگرمند
نکند یک دفعه
چرتشان پاره شود
پس بیایید در این برهه پردرد زمان
آب را ول نکنید!

 

از این به بعد رو بعدتر به پُست اضافه کردم، محض اضافه شدن به پُست!

 

آبت رو هر جایی نریز یعنی: آبت رو ول نده، یعنی آبت رو جمع کن، یعنی خجالت بکش، یعنی به من چه تو ذهنت منحرفه، یعنی من مسئول این که تو چه فکری می‌کنی نیستم، یعنی واقعاً که آبروی هر چی وبلاگ‌خونه بُردی! نکنه انتظار داشتی بگم آبت رو هر جایی بریزی؟! نمی‌گم، نمی‌ذارم خودت رو بدبخت کنی! اما باور کن دوست داشتم ذهنت منحرف شه! (آیکون چهره واقعی موسیو گلابی، آیکون دندونی که داره برق می‌زنه!!)

یکشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٧ ، ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ، توسط موسیو گلابی ، نظرات ()