قبل از این‎که این‎جا را بخوانید حتماً بروید و این پست را بخوانید!

 

فکر کنید فردا وقتی وارد وبلاگ من می‌شوید با پستی روبه‌رو شوید که این‌گونه باشد:

«من، محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور خدوم و عدالت‌محور ایران و معجزه‌ی هزاره‌ی سوم هستم. موسیو گلابی تنها یکی از صدها نام مستعاری است که در دنیای مجازی دارم. سند افتخارات من را می‌توانید در رسانه‌های خارجی دنبال کنید. داخل کشوری‌ها که همه‌شان دروغ می‌نویسند و کذب می‌گویند، مخصوصاً اخبار صدا و سیما و مخصوصاًتر اخبار بیست و سی! به هر حال من باز هم در این وبلاگ برایتان حرف‌های قشنگ می‌زنم اما کار خودم را می‌کنم! هرگز کسانی را که نگذاشتند چهار سال دیگر هم به افتخاراتم اضافه کنم نخواهم بخشید اما خوشحالم که در همین چهار سال هم توانستم کاری کنم که به اندازه‌ی چهل سال (بَلکَم هشتاد سال!) از من یاد شود و درود و صلوات باشد که همین‌طوری پشت سر هم برایم ارسال می‌شود. هراسی هم از کارهایی که کردم، ندارم و فقط می‌خواستم در فرصت بیشتری کارهایم را انجام دهم تا شاید یاد و خاطره‌ام را تا صد و شصت سال زنده نگاه دارم، حیف که نشد!»

می‌توانم قیافه‌تان را بعد از خواندنش تصور کنم! لابد می‌گویید آآآه! این موسیو گلابی عجب نامردی بود. چقدر ما را سر کار گذاشت!

چرا این‌طوری نگاه می‌کنید؟ آآآه حرف بدی‌ست؟ باز اگر می‌گفتم آآآخ یک چیزی، ایرادتان وارد بود! حیف که نمی‌خواهم بحث را منحرف کنم وگرنه در مورد این دو مقوله به طور مفصل بحث و تبادل نظر می‌کردیم! بگذریم ...

البته من هیچ‌وقت نمی‌گویم «محمود احمدی‌نژاد» هستم چون خجالت می‌کشم! ولی به نظرم «ارمغان زمان فشمی» بودن، نه تنها بد نیست، چه بسا خوب هم باشد! به نظر شما بد است مثلاً من آرنولد باشم که هم ورزشکار است، هم بازیگر است، هم فرماندار کالیفرنیا؟! خیلی هم دلتان بخواهد!

باز دارید منحرف می‌شویدها! نمی‌خواهم بگویم خوشحال می‌شدم که «آنی دالتون» در دنیای واقعی همان «آرنولد» خودمان باشد، نه! فکر کنید اگر آرنولد بود تا حالا چند نفر از کامنت‌گذارهایش را به‌خاطر پیشنهادات نامربوط له و لورده کرده بود! حالا آن‌ها به درک، احتمالاً من را به خاطر شوخی‌هایم تا حالا چندین و چند بار کُشته بود!

این‌ها را گفتم که آخرش بگویم خوب است یک آدم هم شاعر باشد، هم خبرنگار و هم طنزپرداز! اصلاً هم ناراحتی ندارد. تازه اساساً باعث افتخار وبلاگ‌نویسان است که کسی مثل ارمغان زمان فشمی ـ که به نظرم از بهترین شاعران طنز ایران است ـ وبلاگ می‌نویسد و بلد است در حالی که مخاطبانش را می‌خنداند آن‌ها را قدری هم وادار به تفکر کند ... هیچ اشکالی هم ندارد که بعضی از مجازی‌خوان‌ها (!) نوشته‌های او را به عنوان ارمغان دوست داشته باشند و بعضی‌ها به عنوان آنی دالتون! واقعیت این است که کسانی هم هستند مثل من که نوشته‌های او را در هر دو شکل دوست دارند. اگر هم تا دیروز «طنزهای ارمغان زمان فشمی» را لینک نکرده بودم به خاطر این بود که می‌ترسیدم شاید تعدادی از خوانندگان باهوشش، بر خلاف میل او، نام واقعی‌اش را بفهمند اما امروز نه تنها او را به لینک‌هایم اضافه می‌کنم بلکه توصیه می‌کنم این بخش از وبلاگش را به هیچ وجه از دست ندهید که نخواندن آن، موجب پشیمانی‌ست! خدا را چه دیدید، شاید بعد از خواندنشان شما هم طرفدار «ارمغان دالتون» شوید!

 

پی‌نوشت:

 

به جان خودم می‌خواستم قسمت دوم از معرفی نامزدهای انتخابات را بنویسم اما دیدم این یکی اولویت دارد!

یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸۸ ، ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ ، توسط موسیو گلابی ، نظرات ()